دیروز دوستم یه خرگوش خریده بود، خیلی هم خوشحال بود، عکسشم واسم فرستاد اسمش هم گذاشته بود ملوسک، من خودمم که عاشق خرگوشام کلی ذوق کردم و البته زورم گرفت گفتم حرامت باد بدون من ... دوستم یه شهر دیگست. امروز بهش پیام دادم میگم عکس ملوسک بفرست دلم براش تنگیده...![]()
میگه رویا داغونم.. ملوسک امروز مرد![]()
اصلا تا چند لحظه هنگ بودم، خون به مغزم نرسید گفتم راست میگی؟ گفت اره و اعصابم به شدت داغونه
هیچی منم داغون شدم دیگه، هاج و واج موندم، راسته میگن مرگ خبر نمیکنه و دنیا وفا نداره![]()
دوستان شما فکر می کنین علت مرگ ملوسک چی بوده؟![]()
برچسب:
نویسنده: نگین شریفی